در اسلام «انسان از آن حیث که انسان است» یعنی فارغ از دین ومذهب ازحقوقی برخوردار نیست. از این دیدگاه چیزی به نام «حقوق ذاتی انسان» وجود ندارد،
در اسلام ، دین ومذهب وعقیده مقدم برانسانیت است. در احکام اسلامی
ایمان و اسلام است که منشاء حقوق است، نه انسانیت انسان.
انسان از آن حیث که مسلمان است دارای حق و حقوق است، نه ار حیث انسان بودن لذا انسان مشرک یا انسان کافر فاقد حقوق است واز بسیاری حقوق محروم. در احکام اسلامی حقوق مسلمان داریم، نه حقوق بشر. در اسلام و احکام اسلامی تفاوت حقوقی انسانها فقط منحصر به تفاوت دینی ومذهبی نمیشود. در واقع دومین محور تعارض اسلام با اندیشه حقوق بشر،عدم تساوی حقوق زن ومرد است. بنابرین جنسیت دومین منشاء تبعیض حقوقی در اسلام است . بهتر است نگاهی هر چند اجمالی بر دیگاه اسلام درباره زن بیندازیم .
زن در اسلام
در مورد دید اسلام درباره ی زن و ارزش و مقام زن در اسلام در جامعه اسلامی گفتگوهای زیادی شده ولی بهترین روش برای درک این مسئله جستجو کردن در منبع اصلی قوانین اسلامی یعنی "قران " است. تا بدین وسیله بتوان ریشه ی تمام این افکار و معیار های کوته فکرانه و بدوی را که امروزه در جوامع اسلامی وجود دارد را پیدا کرد .
چرا زن در یک جامعه ی اسلامی از حق و حقوق برابر و کافی برخوردار نیست ؟ برابر به این معنی که همان حق و حقوقی که یک مرد مسلمان از ان برخوردار است.
ایا از دید اسلام زن و مرد با هم برابرند ؟ در اسلام شاید برای مرد و زن حقوقی قائل شده باشند اما این حقوق بر اساس معیاری به نام جنسیت تعیین شده نه تلقی این دو موجود به عنوان بشر .
ایا از دید اسلام تمام انسان ها با هم برابرند ؟ ،اسلام زنان را جنس دوم قلمداد كرده و بر آنان تبعيض روا می دارد. . موارد متعددي که نشان دهنده ی این است که زنان دراسلام در مقايسه با مردان از حقوق كمتري برخوردارند عبارت است از : ازدواج ، طلاق ، حق ولایت (سرپرستی) بر فرزندان ، تعدد زوجات (چند همسری) سن مسئولیت کیفری، ، دیه ، ارث ، دادن شهادت و دیگر قوانین تبعیض امیز .
ازدواج: که از زیباترین سنت های اسلام است با احکامی که اسلام برای ان در نظر گرفته گاهی چنان چهره ی زشتی به خود میگیرد که اگر قرار بوده شیرینی زندگی باشد گاهي چنان مشكلات روحي و جسمي را براي زنان بهوجود ميآورد كه تا آخر عمرشان با طعم تلخ آن زندگي ميكنند.
اولين قدم براي ازدواج يك دختر، طبق احکام اسلامی ”شرط اجازهي پدر“ است . در واقع دختران باکره براي ازدواج حتما بايد اجازه پدر يا جد پدري را داشته باشند .در کشورهای اسلامی با توجه به قوانین حاکم در جامعه که رنگ و بوی اسلامی دارد ايران،زن با ازدواج، يکسري از حقوق خود مانند تعيين محل زندگي، اجازه سفر و خروج از کشور را از دست ميدهد و كار او در بيرون از خانه مشروط به اجازهي شوهر ميشود. محل زندگي زن بايد تابع محل زندگي شوهرش باشد و اگر اینطور نباشد مرد ميتواند با استفاده از حكم عدم تمكين زنش را طلاق داده و با زن دیگری ازدواج کند . ناگفته نماند که همین احکام رياست خانواده را به طور مطلق در اختيار مرد قرار میدهد . تمام این بی عدالتی ها در احکام اسلامی به وضوح نشان داده شده است.
ـ طلاق: با ان که اسلام ان را رد میکند ولی قوانین اسلامی حاکی از ان است که در این مورد هم طلاق حق انحصاري مرد است .
حق ولايت (سرپرستي) بر فرزندان: بر اساس احکام اسلامی مادر هيچ وقت نميتواند سرپرست فرزندش باشد و در صورت نبودن پدر و جد پدري نيز سرپرستي فرزندان به او تعلق نمي گيرد و تنها مي تواند قيم فرزند خود باشد.
- تعدد زوجات ( چند همسري) : از ديگر موارد نابرابري دراحکام اسلامی بحث تعدد زوجات، يعني چندزني بودن مردان است. به گونهاي که مرد ميتواند 4 زن عقدي و بينهايت زن صيغهاي داشته باشد.
سن مسئوليت کيفري:
سن مسئوليت کيفري در احکام اسلامی براي دختران 9 سال قمري(8 سال و 9 ماه شمسي) و براي پسران 15 سال قمري(14 سال و 6 ماه شمسي) است. بهطوري که اگر دختري 9 ساله مرتکب جرمي شود با او مثل يک انسان بزرگسال رفتار مي کنند و تمامي مجازاتي را که قانون در نظر گرفته است(حتي اگر اعدام باشد) براي او نيز صادر مي شود.
ـ دیه بگويد زن در اين ديدگاه موجود درجهي دوم است و تنها نصف مرد ارزش اقتصادي دارد. اگر زن
” در احکام اسلامی ارزش جان زن نصف ارزش جان مرد در نظر گرفته شده است پس جان زن از دید اسلام نصف مرد ارزش اقتصادی دارد و موجود درحه ی دوم است .
ـ ارث
بر اساس احکام اسلامی بعد از مرگ پدر و مادر پسران دو برابر دختران ارث مي برند. اگر مردي فوت کند و زن و بچه داشته باشد زن يک هشتم از اموال شوهرش را ارث مي برد و اگر شوهر بچه نداشته باشد زن يک چهارم اموال شوهر را ارث ميبرد. البته زن هيچگاه از زمين ارثي نميبرد.
اگر مردي بميرد و چند همسر داشته باشد همان سهم يک هشتم يا يک چهارم بين تمام زنانش تقسيم مي شود. اما اگر زني بميرد و شوهر و بچه داشته باشد، شوهر يک چهارم از اموال زن را ارث ميبرد و اگر زن بچه نداشته باشد، شوهر نصف اموال را ارث مي برد. پس عملا شوهر دو برابر زن ارث ميبرد.
و دردناکتر آنکه که اگر زنی فوت کند و هیچ وارثی غیر از شوهرش نداشته باشد، تمام اموال او به شوهرش به ارث میرسد. اما اگر مردی فوت کند و غیر از زنش هیچ وارثی نداشته باشد فقط یک چهارم اموالش به زنش میرسد .
شهادت
در بعضي موارد زنان، حق شهادت دادن ندارند، مانند جرم لواط (همجنسگرایی زنان) یا قوادی یا شرب خمر و ....
در مواردي هم که شهادت زن در دادگاهها پذيرفته ميشود، 2 زن شاهد برابر با يك مرد شاهد به حساب ميآيد و معمولا در مورد واقعهاي که زنان شهادت ميدهند بايد حتما يک مرد نيز در آن مورد شهادت دهد تا براي دادگاه ملاك باشد.
خداوند در سوره ی نساء(34)مردان را بر زنان تصلط وحقّ نگهبانی است به واسطه ی آن برتری که خدا بعضی را بر بعضی مقرّر داشته و هم به واسطه ی آن که مردان از مال خود باید به زنان نفقه دهند پس زنان شایسته و مطیع در غیبت مردان حافظ حقوق شوهران باشند و آنچه را که خدا به حفظ آن امر فرمود نگهدارند و زنانیکه از مخالفت و نافرمانی آنان بیمناکید باید نخست آن ها را موعظه کنید اگر مطیع نشدند از خوابگاه آنان دوری گزینید باز مطیع نشدند آن ها را به زدن تنبیه کنید چنانچه اطاعت کردند دیگر بر آن ها حقّ ستم ندارید که همانا خدا بزرگوار و عظیم اشأن استبا توجه به مضمون این ایه که در کتاب اسمانی هم به ان اشاره شده کدام زنی است که این تعارضات اشکار را قبول نکند ؟
تأمل در احكام فوق ترديدي باقي نميگذارد كه از ديدگاه اسلام حقوق زنان در موارد متعددي كمتر از حقوق مردان است و اسلام تبعيض جنسي را در موارد فراواني پذيرفته و تساوي حقوقي زن و مرد رارد کرده است
تبعيض جنسي در احكام اسلامی در تعارض با مواد اول، دوم و هفتم اعلاميهي جهاني حقوق بشر است. مطابق اين مواد تمام افراد بشر با شأن و حقوق برابر به دنيا ميآيند، هر كس بدون هيچگونه تبعيض به ويژه از حيث جنس از تمام حقوق و آزاديها برخوردار است. همه در برابر قانون مساوي هستند و حق دارند بدون هيچگونه تبعيضي از حمايت يكسان قانون برخوردار شوند. حال آنكه در اسلام زنان با شأن و حقوق برابر با مردان به دنيا نميآيند.
با توجه به دلایل بیان شده در بالا و تعارضات احکام اسلامی با مفاد جهانی حقوق بشر به نظر میرسد اسمانی بودن ادیان به خصوص دین اسلام که تاکید دارند قوانین و احکام و دستورات موجود در این دین از طرف خدا ی اگاه و دانا به همه ی امور وضع شده است!! و در مقابل انتقادات جوامع پیشرفته به این قوانین با ملعبه قرار دادن این موضوع جای هیچ گونه اعتراض و دخالتی را در این احکام روا نمیدارند و به بهانه ی عقل ناقص و محدود بشری هاله ای دروغین از تقدس روی این قوانین می پیچند و از بحث و تبادل نظر در خصوص این قوانین جلوگیری میکنند
نوشته : مسعود .م
+ نوشته شده توسط لاله در یکشنبه 5 خرداد1387 و ساعت
16:26 |